<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>از دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/</link>
<description>نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 30 Aug 2009 06:27:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>7 اثر شگفت انگیز آب بر بدن</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-341.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۱- افزایش انرژی بدن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید، احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;اگر بدن شما به اندازه ی کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۲-  حفظ تناسب اندام&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید، بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۳- کاهش استرس&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید، تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۴- جلوگیری از گرفتگی عضلات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن ها راحت تر انجام شود. همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۵- تغذیه پوست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۶- بهبود کارکرد دستگاه گوارش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;۷- کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://napteam.com/?p=4451&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 06:27:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=341</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-341.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شما کدامیک را سوار می کنید؟</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-340.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نوشته رو سالها پیش خونده بودم. اما وقتی دوباره امروز با ای میل دوست عزیزی دستم رسید تحلیل بعدش به نظرم جالب اومد. برای همین اینجا میذارمش:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :&lt;BR&gt;شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;..........&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;..........&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;........&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.......&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;......&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.&lt;BR&gt;پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد.. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.&lt;BR&gt;شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.&lt;BR&gt;شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :&lt;BR&gt;سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟&lt;BR&gt;زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. &lt;BR&gt;تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند. &lt;BR&gt;در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Aug 2009 07:41:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=340</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-340.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معجزه عشق</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-339.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;معجزه عشق &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;چند سال پیش تاجری قدرت بیکران عشق را به من گوش زد کرد.در آن زمان مشغول نوشتن سلسله مقالاتی در رابطه با ثروت و قدرت بودم.او پس از مطلع شدن از موضوع مقالاتم از من پرسید: ((از عشق؟!ولی مقالات من که در باره ثروت و قدرت است.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;تاجر که مرد ثروتمندی بود در پاسخ گفت : ((اما تا وقتی که در مورد نیروی بیکران عشق و قانون محبت و صمیمیت مطلبی ننویسید ، مقاله هایتان کامل نمی شود ، زیرا عشق و محبت بزرگترین راز کامیابی است .))سپس در مورد راز موفقیت خود چنین گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((هرگاهفرد گرفتاری را میبینم ،آرام مینشینم و برایش از خدا طلب عشق و محبت میکنم . پس از چند بار تکرار ، ناگهان جریانی پدید میآید و آن فرد با این جریان همسو میگردد. معمولا اشخاص به گرایشها و رفتارهای هماهنگ به سرعت پاسخ مثبت میدهند ، در غیر این صورت باید به تکرار ادامه داد ؛ اما اعجاز بیکران عشق ، بی تردید ثمراتی شایسته و هماهنگ به همراه میآورد)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;  اخیرا، از قدرت بیکران عشق بسیار شنیدهام .به گفته ی یکی از روانشناسان برجسته ، بزرگترین نیاز بشر نیاز به عشق و محبت است ، و هیچ انسانی بی عشق و محبت ، نمیتوتند زندگی کند . اگر آدمی بدون عشق زندگی کند میپوسد و نابود میشود ،زیرا محبت والا ترین نیروی روی زمین است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;صحبت از اعجاز بیکران عشق مطلب تازه ای نیست ، زیرا سالها پیش ((روان شناس اعظم))چنین گفت که : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((در جستجوی عشق و محبت باشید ، چرا که در میان سه فضیلت بزرگ ،یعنی ایمان ، امید و عشق ؛ عشق از سایرین والاتر است )) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;در فصل سیزدهم رساله ی اول پولس پیامبر ، خطاب به قرنتیان آمده است که: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;من اگر به زبان فرشتگان هم با آنها سخن بگویم ولی محبت نداشته باشم ، فقط همچون سنج صدا کرده ام ؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;واگر نبوت داشته باشم و همه ی اسرار و علوم جهان را بدانم و ایمان کاملی هم داشته باشم به حدی که بتوانم کوه ها را جابجا کنم ، اگر محبت نداشته باشم هیچم ؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;و اگر همه ی دارو ندار خود را انفاق کنم ودر راه دیگران جان بدهم ،اگر محبت نداشته باشم هیچ سودی نمیبرم.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق مهربان است ، حسادت و غرور نزد عشق جایی ندارد ، عشق از کسی خشمگین نمیشود و به کسی سوء ظن ندارد ، عشق از نادرستی و دروغ شاد نمیشود ولی از شادی خشنود میگردد،عشق صبر میکند و همه را باور میکند ،عشق همواره امیدوار و امید بخش است و هر سختی و مشکلی را تحمل میکند ، عشق و محبت هیچ گاه از بین نمیرود...)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شاید شماهم مقاله مشهور هنری دراموند در رابطه با رساله ی پولس پیامبر را خوانده باشید ؛ وی در مقاله اش عشق و محبت را ((هدیه الهی))میخواند و چنین مینویسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((امتحان نهایی دین ،عمل به مبانی دینی نیست ، بلکه محبت است . آن هنگام که به گذشته ی خود میاندیشید ، میبینید که لحظه های ناب زندگی شما یعنی آن لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید ، درست همان لحظه هایی هستند که با عشق و محبت همراه بوده اید.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;سپس دراموند در مورد چهره های مختلف عشق که در رساله پولس پیامبر آمده است گفتگو میکند ؛ درباره فضیلت هایی چون گذشت ، صبر ، تواضع ، ادب ، صمیمیت  و ... گفتگو میکند ؛ آن گاه داستان شخصی را میگوید که به مدت سه ماه هفته ای یک مرتبه این رساله را میخواند و از این طریق زندگی اش به کلی دگرگون گردید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&lt;B&gt;2&lt;/B&gt;. عشق و محبت شخصی و غیر شخصی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شاید تصور من و شما از عشق شبیه به آن چیزی باشد که پولس پیامبر در رساله اش توصیف کرده است ؛ اما ما میتوانیم در عشق و محبت شخصی و غیر شخصی این خصایص خود را نشان دهیم .در عشق و محبت شخصی میتوان نسبت به افراد خانواده یا دوستان و خویشاوندان مهربانی ، عاطفه ،ملاحظه و ایثار خاصی نشان داد اما عشق و محبت غیر شخصی در اصل به معنای توانایی کنار آمدن با مردم بدون دلبستگی شخصی یا وابستگی عاطفی است .برای پدید آوردن آگاهی و پرورش عشق و محبت غیر شخصی نسبت به دوستان و آشنایان و همه کسانی که باآنها سرو کار دارید ، تکرار کردن عبارات زیر بسیار مؤثر است : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((من بی هیچ وابستگی همه را دوست دارم ،همه نیز ،بی هیچ وابستگی ، مرا دوست دارند.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;گروهی را میشناسم که در اثر تجربه ، به نیروی بیکران عشق و دعاهایی که کلمه ((عشق الهی )) در آن باشد پی برده اند و این نیرو را ببزرگترین راه حل برای برطرف کردن مشکلات شخصی و شغلی خود میدانند .افراد این گروه هفته ای یک بار تشکیل جلسه میدهند و دعا ها وجملاتی که در آنها ((عشق الهی)) موج میزند را تکرار میکنند .آنها فهرست افراد و موقعیت هایی را که از اعجاز بیکران عشق میدانند به این جلسات میآورند(اما در مورد این افراد یا مشکلات آنها صحبت نمیکنند)، اما هنگامی که جمیعا مشغول دعا هستند ، آرام دست خود را بر روی این فهرست گذاشته و تکرار میکنند : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق الهی هم اکنون در وجود من و از طریق من به والاترین کار خود مشغول است و در این لحظه برای من و از طریق من سلامتی و سعادت با خود به همراه میآورد.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;آنگاه در قلب خود برای افرادی که نامشان در فهرست است چنین میگویند: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق الهی هم اکنون در وجود تو و از طریق تو به والاترین کار خویش مشغول است و هم اکنون برای تو و از طریق تو سلامتی و ثروت و سعادتی بی پایان به همراه میآورد.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;افراد این گروه چندین هفته گرد هم آمدند و این عبارت ودعاها را بارها تکرار کردند ؛ آنگاه پی بردند که بسیار آرام و بی سرو صدا ، برای هریک از اعضای گروه و همچنین افرادی که نامشان در فهرست است ، رویدادهایی عجیب و خارق العاده روی میدهد .یکی از خانم های شاغل که در رابطه با چند تن از دوستان و همکاران خود ،دچار مشکل شده بود ،به محض تکرار این عبارت و دعا های سرشار از عشق و محبت ، با دوستان و همکاران خود به طرزی غیر منتظره آشتی کرد وآنها مجددا ،روابط دوستانه ای بر قرار کردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;یکی دیگر از خانم های این گروه نیز چند ماهی بود که به علت سوء تفاهم ، با چند تن از دوستانش دچار مشکل شده بود و برای دلجویی و رفع این سوء تفاهم به هر کاری دست زده بود ؛ اما به همه ی نامه ها و عذر خواهی ها و تلفن های او به سردی پاسخ داده شده و همه بی نتیجه مانده بود ؛ تا این که یک شب ، هنگام دعای دست جمعی و طلب عشق الهی ، این خانم و خانمی دیگر در هوا صدایی شبیه به صدای ترکیدن چیزی را شنیدند.خانم دیگر آن صدارا زاییده ی تخیل خود دانست و آن را نادیده گرفت ، اما پس از خاتمه ی جلسه این خانم نزد او رفت و آهسته و مهرمانه به او گفت : ((آن صدای ترکیدن را در هوا شنیدی ؟مبادا خیال کنی که این صدا زاییده تخیلت بوده ، زیرا این صدا ، صدای واقعی شکستن اندیشه های بد بینانه ای بود که میان من و دوستانم وجود داشت و من اطمینان دارم که امشب به برکت عشق الهی ، همه این سوء تفاهمات و اختلافات برطرف شده است و اعجاز بیکران عشق دلیل واقعی این دوستی است.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;از آن پس احساس او نسبت به آن وضعیت تغییر کرد و او غرق در آرامش از این که عشق الهی مشکلات اورا از بین برده ، پیوسته شکر گذار بود.چند هفته بعد با این که ظاهرا تغییری در اوضاع به چشم نمیخورد اما او احساس کرده بود که باید بار دیگر با دوستانش تماس بگیرد.این بار بجای پاسخ های سرد ،دوستان او به گونه ای عمل کردند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است و دوستی و صمیمیت گذشته از نو میان آنها برقرار شد و همچنان نیز ادامه دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;3. عشق در وجود شماست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;شاید شما با گروه هایی که بصورت دسته جمعی به دعا میپردازند آشنایی نداشته باشید ، اما با این حال باز هم میتوانید از اعجاز بیکران عشق بهره مند شوید ، چرا که همه ی عشق و محبتی را که برای سلامت ، ثروت ، شادمانی و سعادت نیاز دارید ،در وجود شما نهفته است ؛ به عبارت دیگر عشق الهی یکی از قدرت های معنوی شماست ! پس به یاد داشته باشید که: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق را نباید خارج از وجود خود جستجو کنید ،بلکه محبت را باید در وجود خود کشف کنید و از طریق اندیشه ، کلام ، اعمال و دعا ، آن را از خود بروز دهید .)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;اگر به این کار ادامه دهید ، به اعجاز بیکران عشق پی میبرید و در روابط خود با همگان پیروز و بر همه اوضاع و شرایط مسلط میشوید . یکی از جامعه شناسان مشهور جهان که در دانشگاه هاروارد ، تدریس میکند ، پس از بررسی قدرت عشق و محبت به این نتیجه رسید که : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((انسان میتواند آگاهانه عشق را مانند هر فضیلت دیگر ایجاد کند و پرورش دهد.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;پس اگر چنین به نظر میرسد که عشق ، شمارا فراموش کرده یا بی اعتنا از کنار شما عبور کرده است . لزومی ندارد احساس نا امیدی و شکست کنید ، زیرا آنان که اظهار میکنند زندگی شان خالی از عشق و محبت است اشتباها عشق را خارج از وجود خویش جستجو میکنند ، در حالی که حقیقت چنین است که عشق نخست ، از درون آغاز میشود و آنگاه بصورت اندیشه ، احساس ، کلام و عمل ابراز میشود و شما تنها زمانی که پرورش عشق را در وجود خود آغاز کنید ، میتوانید باور کنید که شیوه ای معنوی ، علمی و رضایت بخش را پیش گرفته اید؛ زیرا تنها در اینصورت است که دیگر با اوضاع شرایط و دیگران درگیر نیستید و میتوانید رها از هرگونه ترس و ناامیدی بر خود و جهان پیرامون خود تسلط یابید . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق همچون نیرویی است که به محض جریان یافتن ، همه جارا نورانی و تابناک میکند و زمانی که از آن سرشار شوید ، اشخاص ، اوضاع وشرایط را به سوی خود جذب میکنید و به این ترتیب ، بر کامیابی و شادکامی خود می افزایید.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;مدتی نمیگذرد که در میابید به جای اینکه شما تابع شرایط باشید ، شرایط بیرونی به دلخواه شما تغییر میکند ، به عبارت دیگر هرگاه اندیشه ها و احساسات شما لبریز از عشق و محبت باشد ، جهان پیرامونتان نیز به شیوه ای شگفت انگیز ،مطابق خواسته های شما خواهد شد ؛ و این همه ، از اعجاز بیکران عشق است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;انسانهای بسیاری اینک ، در جستجوی یافتن این قدرت بی پایان در همه زمینه های زندگی خود هستند ؛ زیرا عشق و محبت در حیطه روابط انسانی ، معجزه ها میکند .به عنوان مثال خانمی تعریف میکرد زمانی که با همسرش جرو بحث داشت ، شوهرش با عصبانیت درب را به هم کوبید و خانه را ترک کرد .او چون شنیده بود که میتوان در درون ، عشق آفرید و آنگاه آن را بیرون فرستاد ، تصمیم گرفت برای رفع مشکل خود ، از آن استفاده کند .سپس آرام شروع به تکرار این جمله کرد : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((من از عشق الهی خواستارم که هم اکنون عشق میان من و همسرم را التیام بخشد.)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;مدتی بعد او در آرامشی عمیق فرورفت سپس ، از آن با اطمینان به اینکه همسرش برای نهار باز خواهد گشت ، بی درنگ سرگرم تهیه غذا شد ؛و این در حالی بود که تجربه ای که او از مشاجره های قبلی داشت ، چیزی غیر از این بود . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;اما هنوز مدتی نگذشته بود که شوهرش با جعبه ای شیرینی و دنیایی از لطف و صفا به خانه بازگشت و در مدتی کوتاه تر از آنچه که او تصور میکرد زندگی زناشویی شان به آرامش و هماهنگی کامل بازگشت . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;خانم دیگری نیز با تعریف تجربه مشابه چنین اظهار کرد که ،از اعجاز بیکران عشق زندگی زناشویی اش که سالها سرد و آزار دهنده بوده اکنون به کانونی گرم و دوستانه مبدل شده است .او که از آن وضع به تنگ آمده بود ، در جستجوی یافتن راه حلی امیدوار کننده وآرامش بخش ، لحظه ای از جستجو دست بر نمی داشت تا اینکه روزی با  این جملات روبرو شد : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;((عشق و محبت ، مشکلات ظاهرا حل نشدنی را از سر راه بر میدارد و غیر ممکن هارا ممکن میسازد .)) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;پیش از این هرگاه او و شوهرش دچار اختلاف میشدند مدتها زمان میبرد تا دوباره با هم آشتی کنند ؛ اما این بار چون او همواره عبارت بالا را در دل تکرار میکرد ، مشکلات و سوء تفاهم ها یکباره از میان رفت و از اعجاز بیکران عشق ، آن ، آخرین مشاجره ای بود که میان آنها در گرفت . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;از آن پس هرگاه زن در روابط با شوهرش دچار مشکل میشد ، جمله فوق را تکرار میکرد و تکرار این جمله همواره فضای زندگی اش را شاداب ، سعادتمند و آرامش بخش کرده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;آیا باور ندرید که اندیشه ها و سخنان سرشار از عشق الهی ، قادرند در زندگی و امور شما تا این حد موثر باشند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt; ای میل از گروه ترانه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 08:31:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=339</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-339.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عادات ما!</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-338.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بیماری 32 ساله به سراغ ریچارد کرولی درمانگر رفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شکایتش این بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که نمی توانم جلوی مکیدن انگشت شصتم را بگیرم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کرولی گفت :چندان نگران نباش ، اما هر روز یک انگشت متفاوت را بمک&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بیمار سعی کرد طبق دستور او عمل کند. اما هر بار دستش را به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دهانش نزدیک می کرد ، ناچار می شد آگاهانه انگشت آن روز را انتخاب کند .هنوز هفته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تمام نشده بود که آن عادت از بین رفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; . &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ریچارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کرولی می گوید:وقتی عادتی پدید می آید ، مبارزه با آن دشوار است . اما هنگامی که&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همین عادت ما را مجبور کند رفتار جدیدی در پیش بگیریم ، تصمیمهای جدید و انتخابهای جدیدی انجام دهیم ، آگاه می شویم که این عادت به زحمتش نمی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ارزد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: navy; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;ای میل از گروه ترانه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 06:58:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=338</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-338.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هرچیزی که رخ می دهد به صلاح ماست....</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-337.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند، &lt;BR&gt;زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند، &lt;BR&gt;اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!! &lt;BR&gt;به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد. &lt;BR&gt;پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه  بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگي ام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!&lt;BR&gt;وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نمي افتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،&lt;BR&gt;بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;ای میل از گروه ترانه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 06:22:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=337</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-337.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عاشق کدامی: معشوق یا عشق ورزیدن؟</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-336.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;معشوقي، عاشق خود را به خانه دعوت کرد و کنار خود نشاند. عاشق بلافاصله تعداد زيادي نامه که قبلاً در زمان دوري و جدايي براي يارش نوشته بود، از جيب خود بيرون آورد و شروع به خواندن کرد. نامه‌ها پر از آه و ناله و سوز و گداز بود، خلاصه آنقدر خواند تا حوصلة معشوق را سر برد. معشوق با نگاهي پر از تمسخر و تحقير به او گفت: اين نامه‌ها را براي چه کسي نوشته‌اي؟ عاشق گفت: براي تو اي نازنين! معشوق گفت: من که کنار تو نشسته‌ام و آماده‌ام تو مي‌تواني از کنار من لذت ببري. اين کار تو در اين لحظه فقط تباه کردن عمر و از دست دادن وقت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;عاشق جواب داد: بله، مي‌دانم من الآن در کنار تو نشسته‌ام اما نمي‌دانم چرا آن لذتي که از ياد تو در دوري و جدايي احساس مي‌کردم اکنون که در کنار تو هستم چنان احساسي ندارم؟ معشوق مي‌گويد: علتش اين است که تو، عاشق حالات خودت هستي نه عاشق من. براي تو من مثل خانة معشوق هستم نه خود معشوق. تو بستة حال هستي. و ازين رو تعادل نداري. مرد حق بيرون از حال و زمان مي‌نشيند. او امير حالها ست و تو اسير حالهاي خودي. برو و عشق مردان حق را بياموز و گرنه اسير و بندة حالات گوناگون خواهي بود. به زيبايي و زشتي خود نگاه مکن بلکه به عشق و معشوق خود نگاه کن. در ضعف و قدرت خود نگاه مکن، به همت والاي خود نگاه کن و در هر حالي به جستجو و طلب مشغول باش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt; &lt;A href=&quot;http://bose-goleyakh.blogfa.com/post-38.aspx&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 07:28:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=336</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-336.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمان بنفشه کوچولو</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-335.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رمان بنفشه کوجولو رو از &lt;A href=&quot;http://www.jenopari.com/article.aspx?id=1237&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; برداشتمش.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=335</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-335.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام کسی که تو دلم درخشید</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-334.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;سلام کسی که تو دلم درخشید ، من دیگه دوسِت ندارم ... ببخشید&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;بهتره که نپرسی علتش رو ، چون که خودت ندادی فرصتش رو &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;بهتره این نامهء آخر باشه ، فکر کنم ای واسه ما ... بهتر باشه &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;من واسه اون کس که دوسش ندارم ، نمی تونم شاخهء گل بیارم &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;بین تو و اون روزا کلی فرقه ، تُو آسمونت پُره رعد و برقه&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;نه مهربونی ؛ نه واسم می خندی ، هر دری رو من می زنم ؛ می بندی &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;کو اون همه شعرای عاشقونه ، کی بود بهم می گفت : سلام بهونه&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;نه ... صحبت از سلام بهونه ای نیست&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;پرنده اینجاست ، ولی دونه ای نیست &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;خواستی فقط صاحب یه قفس شی ، بری و با دیگری هم نفس شی &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;خواستی بگی میشه تُو دام بیفتم ، بعدش بگی : دیدی بهت نگفتم &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;از چِش من افتادی نازنینم ، دوست ندارم دیگه تو رو ببینم &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;اون کسی که دَم می زد از حسادت ، اگه بمیرم نمی یاد عیادت &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;منم می خوام اتمام حجت کنم ، خیال هر دو مونو راحت کنم &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;اگه دلت همین حالا بشکنه ، بهتر از آوارگیای منه &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;من کسی رو می خوام که عاشق باشه ، اول و آخرش ... شقایق باشه &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;من کسی رو می خوام که نیست مثله تو ، پشیمونم ... دوست ندارم ... برو &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;پشیمونی گرچه نداره سودی ، خوب شد که فهمیدم بدی به زودی &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;من کسی رو می خوام که ناز و کم کم ، صدام کنه مثله فرشته مریم &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;  مثله همون روزای آشنایی ، نه مثله حالا ؛ نه مثله رهایی&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;جواب بدی ندی دیگه تمومه ، نمی دونم جواب واسه کدومه ؟&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;نامه هامو از بس جواب ندادی ، جواب بدی شاید بشه زیادی &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;شاخه نباتم که بشه واسطه ، دل نمی دم دیگه به این رابطه&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;اما یادت باشه که این آدما ، کم نبودن پیشم ولیکن شما &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;نیستید مثله اون روزای طلایی ، کی گفته سه تا بخش داره جدایی ؟ &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;« جدایی هر غمش هزار تا بخشه ، دل می سوزونه مثله آذرخشه »&lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt; من هر چی دوست دارم تموم شه نامه ، دلم میاد ... بازم میده ادامه &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;دیگه تموم شد اون همه غم و رنج ، وقته قرار و شوق ساعت پنج &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;« برو ... برو پیشه هر کسی که دوست داری &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;حق نداری اسمه منم بیاری » &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;بخوای ، نخوای ... زود برو به سلامت ، خدا کنه بین ماها قضاوت &lt;O&gt;&lt;/O&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;خدا کنه بین ماها قضاوت ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;مریم حیدرزاده/ ای میل از گروه ترانه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Mar 2009 08:05:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=334</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-334.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نسخه </title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-333.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt;خانمی وارد داروخانه می شه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه. چشم‌های داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://4aroos.blogfa.com/post-21.aspx&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 05:57:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=333</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-333.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسرار موفقیت در زندگی</title>
<link>http://nrh10349.blogfa.com/post-332.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#003399&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دشوارترین قدم، همان قدم اول است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است&lt;BR&gt;كه دیگران درباره شما دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است&lt;BR&gt;كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند،&lt;BR&gt;نه رفتار و عملكرد شما.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید،&lt;BR&gt;همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن&lt;BR&gt;ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند،&lt;BR&gt;دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،&lt;BR&gt;سعی كنید از خودتان بهتر شوید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند&lt;BR&gt;دیگران را فریب داده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است&lt;BR&gt;كه برای خود عذری آورده باشیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;ای میل از گروه کیمیا نت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 11:07:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nrh10349&amp;postid=332</comments>
<dc:creator>nrh10349</dc:creator>
<guid>http://nrh10349.blogfa.com/post-332.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
