تبليغاتX
از دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
از دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟

چند شعر
 

مرا به یاد بیاور، وقتی که رفته ام!

و رهسپار سرزمین سکوت شده ام،

وقتی که دیگر نمی توانی دستم را در دستت بگیری

و من نمی توانم میان ماندن و رفتن، دو دل باشم.

به یاد بیاور مرا وقتی که دیگر نمی توانی

برنامه روزهای آینده را برایم بگویی،

تنها مرا به یاد بیاور

دیگر برای هر حرف یا نیایشی دیر است

و اگر زمانی مرا از یاد بردی

و سپس باز به یاد آوردی

اندوهگین نباش!

چون اگر این تاریکی و تباهی مرا رها کند

نشانی از افکار گذشته من می یابی

این که بهتر است مرا فراموش کنی و لبخند بزنی

تا این که به یاد من باشی، اما ساکت و اندوهگین!

                                                  کریستینا روزتی

 

چشمه ها با رودخانه می آمیزند

و رودخانه ها با اقیانوس

بادهای آسمانی با احساسی شیرین

تا ابد باهم درآمیخته اند

و هیچ موجودی در جهان، مجرد نیست

و هر چیز بنا به قانون الهی

با هستی دیگری ممزوج می شود

پس چرا من تو را آرزو نکنم؟

ببین! کوهستان آسمان را می بوسد

و امواج دریا، یکدیگر را به سینه می فشرند

و هیچ گلی بخشیده نخواهد شد

اگر گل دیگری را خوار بشمارد

و آفتاب زمین را در آغوش می گیرد

بگو تمام این عشقها و نوازشها

چه ارزشی دارند

اگر تو معشوق من نباشی؟!

                                               پرسی شلی

 

2 نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 12:50  توسط تابستان |