این مطلب برایم e-mail شده بود. به دلم نشست و آوردمش که بدانم هنوز امیدوارم و هنوز تنها امیدم به اوست :
هرگز ريسمان اميد را رها مكن.
وقتي احساس مي كني كه ديگر تحمل نداري،
جادوي اميد است كه به تو نيرو مي دهد تا راه را ادامه دهي.
اعتماد به نفس را هرگز از دست مده،
تا آن زمان كه باور داري: توانايي،
دليلي داري تا بكوشي.
هرگز مهار شاد زيستن خود را به دست ديگري مده،
بر آن چنگ بزن،
آنگاه همواره در اختيارت خواهد بود.
اين ثروت مادي نيست كه پيروزي يا شكست را رقم مي زند.
پيروزي و شكست در چگونگي احساس ما نهفته است.
احساس ماست كه ژرفاي حيات مان را نشان مي دهد.
روا مدار كه لحظه هاي نا خوشايند بر تو چيره گردند.
صبور باش و ببين كه آن ها در گذرند.
در ياري جستن از ديگران ترديد مكن.
امروز يا فردا،همه بدان نيازمنديم.
از عشق مگريز
به سوي آن بشتاب
چه...
عشق ژرف ترين شادي هاست.
چشم به راه آنچه كه مي خواهي، نمان.
بلكه با تمام وجود آن را بجوي،
و بدان كه زندگي در نيمه راه با تو ديدار خواهد كرد
اگر تدبيرها و روياهايت با اميدهاي تو همسو نشدند،
تو راه گم نكرده اي،
هر آينه كه چيزي نو از خود و زندگي بياموزي،
بدان كه پيش رفته اي.
داشتن احساس نيكو به زندگي،در گرو داشتن احساس نيكو به خود است
هرگز خنده را از ياد مبر،
و غرور نبايد مانع گريستن تو شود.
با خنديدن و گريستن است كه
زندگي معنايي كامل مي يابد.
خدايا... پروردگارا... کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را روبه حقيقت بگشايم...
ارسال e-mail از: Dream-Land Group
بدجوری به نوشتن عادت کردم. انگار از صبح گم کرده ای دارم و تا شب پی فرصتی هستم که بنویسم. این که محل کار به شبکه دسترسی دارم و مرتب اینجا را چک میکنم ولی امکان نوشتن ندارم هم مزید بر علت شده است. امشب خیلی سرم شلوغ بود. باید برای دوستان چیزی مینوشتم که هنوز فرصت نکردم. امروز صبح یادم افتاد که هنوز جواب نامه ف.... را ندادم! بعد هم برای اراوه طرح فردا تصمیم گرفتم یک سری عکس را با power point آماده کنم و امشب وقت گذاشتم و اینقدر بازی بازی کردم تا من که هیچی بلد نبودم توانستم عکسها را برای گزارش فردا به رئیس رئیسمان حاضر کنم.
و اما کمی از اینجا بنویسم : دنیای ما دنیای بدی شده، کسی از کسی خبر ندارد، کمتر کسی حوصله همفکری و کمک به دیگران را دارد، همه به هم بی وفا شده اند، اینقدر از کلاه گذاشتن برادرها یا زن و شوهرها سر همدیگر میشنویم که انگار به هیچ کس نمیتوان اعتماد کرد. اینجاست که آدم به دنیای مجازی روی می آورد و به دوستان مجازی دل می بندد. تا آنجا که حتی گاهی دلش میخواهد با دوستان واقعیش هم از این دنیا رابطه برقرار کند. اینجا کسی نمیتواند آزار فیزیکی یا مالی به کسی برساند. اینجا مجبور نیستی برای کسی توضیح دهی که جنسیتت چیست یا چه کاره ای. اینجا میتوانی از محبت و همفکری بی چشمداشت دیگران بهره مند شوی، میتوانی هم سرت را به کار خودت بداری و با هیچ کسی کاری نداشته باشی: درب کامنت نویسی را تخته کنی و برای کسی هم نظر ندهی و به سرعت کاملا منزوی شوی. اصلاً هر وقت دلت نخواست DC میشوی و دنبال کار خودت میروی. به خاطر همین دوستیهای اینجا معمولا بی غرض و بی ضرر است. شاید گاهی از کسی عصبانی شوی، اما همین که او را کمی نزدیک و هم درد به خودت می یابی برایت تسکین است. قدم همه دوستان و همراهان بی غرض را گرامی میدارم و دوست دارم به دوستیشان ادامه دهم و هرکس هم که قصد آزار و اهانت داشت به سادگی ترک میکنم. به همین راحتی! تمام آدمهایی که اینجا رفت و آمد دارند دوستان مجازی هستند. و از بین این مهربانان فقط ش... مشاورم، ش..... دوست قدیمی ام و تا حدی ب.... از قبل مرا میسناختند و بعد از کلی دل دل کردن آدرس اینجا را دادم تا بیایند. مابقی همه دوستان وبلاگی هستند و به جز گاهی e-mail یا دیداری کوتاه در messenger آشنایی خاصی نداریم. و جالب این که شناخت شخصیت واقعی بقیه حسابی آدم را به تعجب می دارد. مثلاً تا مدتها هم من و هم پلاناری فکر میکردیم که هم جنسیم! بعد از مدتها فهمیدیم که هر دو اشتباه می کردیم! و این دانسته تاثیری بر رابطه ما نگذاشت و هردو هنوز مشتری وبلاگ یکدیگریم. دنیای جالبیست که صرفنظر از روابط ، خصوصیات فردی و اجتماعی، سن و میزان تحصیلات، شغل و درآمد و بقیه مشخصه های زندگی واقعی اجازه میدهد تا آدم ارتباطاتی از جنس دیگری که دوست میدارد برقرار کند. و جالبتر این که وقتی از این مشخصات طرف مقابل آگاه میشوی تازه میفهمی که چه جالب!! و بیشتر روی حرفها و تجاربش تعمق میکنی تا بیشتر درس بگیری. خوب مثلاً کسی فکر میکرد که یک شاگرد مدرسه زرنگ که در یکی از بهترین مدرسه های ایران درس خوانده و مدرک مهندسی را از دانشگاهی معتبر مثل پلی تکنیک گرفته و الآن کاری بسیار خوب در یک شرکت خودروسازی دارد و در ماه کلی هم حقوقش است مشکل داشته باشد؟!! بیانش برایم مشکل است. نمیدانم حسم را چطور منتقل کنم. فقط میدانم که فعلاً جای خوبی برای دلتنگیهایم و پر کردن خلا ارتباطی با محیط اطراف و دنیای واقعی پیدا کرده ام. آمدن و نیامدن عزیزانی که به دیدارشان عادت کرده ام برایم اهمیت دارد، افکارشان و نظراتشان را صرفنظر از مخالفت یا موافقت دوست میدارم و برای همه شان آرزوی سلامتی و سعادت دارم. // تلخون عزیز : اینها را برای تو نوشتم تا بدانی دلم میخواهد باز هم بیایی و بودنت برایم مهم است. چیزی که در دلم بود را نتوانستم بیان کنم. فقط امیدوارم فهمیده باشی که چرا نیازمند بودنت هستم و دلم میخواهد بیشتر آشنا شوم //
پی نوشت : به دو دلیل سر کار نمیتوانم بنویسم. اول اینکه از وقت و امکانات شرکت نه میخواهم که استفاده شخصی کنم و نه مقدار کار چنین فرصتی میدهد و فقط میتوانم سری بزنم و کامنتها را چک کنم. مطالبی هم که در آن ساعات نوشته ام، اول صبح قبل از کار توی دفترم نوشتم و بعد پاکنویس کردم. دلیل دوم این که معمولا مطالبی که مینویسم حس همان وقت است و معمولا سر کار سخت بتوان حس داشت! یعنی وقتی هم که حسی می آید باید به سختی مهارش کنم تا کسی نفهمد!
بگذار چروک ها بالای ابرو نوشته شوند، نه روی قلبت. قلب نباید پیر شود.
افکار بزرگ از قلب سرچشمه میگیرند.
بهترین و زیباترین چیزها، جهانی است که نمی تواند دیده یا لمس گردد، بلکه باید با قلب احساس شود.
به قلب شهودی خود ایمان بیاورید.
قلب، آن چه را امروز می داند، مغز فردا از آن آگاه خواهد شد.
شخص فقط با قلب می تواند به درستی ببیند. آن چه اساسی است برای چشم قابل دیدن نیست.
یک قلب سرزنده، عمری طولانی دارد.
انسان برخلاف حیوان، نیاموخته است که یگانه مقصود زندگی، لذت بردن از آن است.
برای تولد و مرگ علاج و چاره ای وجود ندارد، باید از فاصله بین این دو لذت برد.
وقتی انسان محزون است همه چیز اشتباه به نظر می رسد، و وقتی مسرور است همه چیز درست به نظر می رسد!
برای خدمت به خدا، یک اونس سرور به اندازه یک پوند غم ارزش دارد.
بارها سبک می شوند وقتی با سرور تحمل شوند.
شاد، کسی است که نگرانی ندارد. مسرور کسی است که نگرانی دارد ولی نمیگذارد نگرانی ها او را شکست بدهند.
اگرخدا آمد و گفت:«من میخواهم بقیه عمرت را خوشحال باشی» چه خواهی کرد؟
گفته های روحیه بخش- آلن کلاین- گزیده سخنان بزرگان جهان- نسل نواندیش
