تبليغاتX
از دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
از دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟

7 اثر شگفت انگیز آب بر بدن
 

۱- افزایش انرژی بدن

شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید، احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود.

اگر بدن شما به اندازه ی کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.

۲-  حفظ تناسب اندام

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید.

همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید، بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد.

۳- کاهش استرس

۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید، تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.

۴- جلوگیری از گرفتگی عضلات

نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن ها راحت تر انجام شود. همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.

۵- تغذیه پوست

خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند.

۶- بهبود کارکرد دستگاه گوارش

آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است.

۷- کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه

با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد.

 

منبع

2 نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 9:58  توسط تابستان | 
شما کدامیک را سوار می کنید؟
 

این نوشته رو سالها پیش خونده بودم. اما وقتی دوباره امروز با ای میل دوست عزیزی دستم رسید تحلیل بعدش به نظرم جالب اومد. برای همین اینجا میذارمش:

يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ...

..........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..

قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد.. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟
زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.
تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 11:12  توسط تابستان | 
معجزه عشق
 

معجزه عشق

چند سال پیش تاجری قدرت بیکران عشق را به من گوش زد کرد.در آن زمان مشغول نوشتن سلسله مقالاتی در رابطه با ثروت و قدرت بودم.او پس از مطلع شدن از موضوع مقالاتم از من پرسید: ((از عشق؟!ولی مقالات من که در باره ثروت و قدرت است.))

تاجر که مرد ثروتمندی بود در پاسخ گفت : ((اما تا وقتی که در مورد نیروی بیکران عشق و قانون محبت و صمیمیت مطلبی ننویسید ، مقاله هایتان کامل نمی شود ، زیرا عشق و محبت بزرگترین راز کامیابی است .))سپس در مورد راز موفقیت خود چنین گفت:

((هرگاهفرد گرفتاری را میبینم ،آرام مینشینم و برایش از خدا طلب عشق و محبت میکنم . پس از چند بار تکرار ، ناگهان جریانی پدید میآید و آن فرد با این جریان همسو میگردد. معمولا اشخاص به گرایشها و رفتارهای هماهنگ به سرعت پاسخ مثبت میدهند ، در غیر این صورت باید به تکرار ادامه داد ؛ اما اعجاز بیکران عشق ، بی تردید ثمراتی شایسته و هماهنگ به همراه میآورد))

  اخیرا، از قدرت بیکران عشق بسیار شنیدهام .به گفته ی یکی از روانشناسان برجسته ، بزرگترین نیاز بشر نیاز به عشق و محبت است ، و هیچ انسانی بی عشق و محبت ، نمیتوتند زندگی کند . اگر آدمی بدون عشق زندگی کند میپوسد و نابود میشود ،زیرا محبت والا ترین نیروی روی زمین است .

صحبت از اعجاز بیکران عشق مطلب تازه ای نیست ، زیرا سالها پیش ((روان شناس اعظم))چنین گفت که :

((در جستجوی عشق و محبت باشید ، چرا که در میان سه فضیلت بزرگ ،یعنی ایمان ، امید و عشق ؛ عشق از سایرین والاتر است ))

در فصل سیزدهم رساله ی اول پولس پیامبر ، خطاب به قرنتیان آمده است که:

من اگر به زبان فرشتگان هم با آنها سخن بگویم ولی محبت نداشته باشم ، فقط همچون سنج صدا کرده ام ؛

واگر نبوت داشته باشم و همه ی اسرار و علوم جهان را بدانم و ایمان کاملی هم داشته باشم به حدی که بتوانم کوه ها را جابجا کنم ، اگر محبت نداشته باشم هیچم ؛

و اگر همه ی دارو ندار خود را انفاق کنم ودر راه دیگران جان بدهم ،اگر محبت نداشته باشم هیچ سودی نمیبرم.))

((عشق مهربان است ، حسادت و غرور نزد عشق جایی ندارد ، عشق از کسی خشمگین نمیشود و به کسی سوء ظن ندارد ، عشق از نادرستی و دروغ شاد نمیشود ولی از شادی خشنود میگردد،عشق صبر میکند و همه را باور میکند ،عشق همواره امیدوار و امید بخش است و هر سختی و مشکلی را تحمل میکند ، عشق و محبت هیچ گاه از بین نمیرود...))

شاید شماهم مقاله مشهور هنری دراموند در رابطه با رساله ی پولس پیامبر را خوانده باشید ؛ وی در مقاله اش عشق و محبت را ((هدیه الهی))میخواند و چنین مینویسد:

((امتحان نهایی دین ،عمل به مبانی دینی نیست ، بلکه محبت است . آن هنگام که به گذشته ی خود میاندیشید ، میبینید که لحظه های ناب زندگی شما یعنی آن لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید ، درست همان لحظه هایی هستند که با عشق و محبت همراه بوده اید.))

سپس دراموند در مورد چهره های مختلف عشق که در رساله پولس پیامبر آمده است گفتگو میکند ؛ درباره فضیلت هایی چون گذشت ، صبر ، تواضع ، ادب ، صمیمیت  و ... گفتگو میکند ؛ آن گاه داستان شخصی را میگوید که به مدت سه ماه هفته ای یک مرتبه این رساله را میخواند و از این طریق زندگی اش به کلی دگرگون گردید.

 

2. عشق و محبت شخصی و غیر شخصی

شاید تصور من و شما از عشق شبیه به آن چیزی باشد که پولس پیامبر در رساله اش توصیف کرده است ؛ اما ما میتوانیم در عشق و محبت شخصی و غیر شخصی این خصایص خود را نشان دهیم .در عشق و محبت شخصی میتوان نسبت به افراد خانواده یا دوستان و خویشاوندان مهربانی ، عاطفه ،ملاحظه و ایثار خاصی نشان داد اما عشق و محبت غیر شخصی در اصل به معنای توانایی کنار آمدن با مردم بدون دلبستگی شخصی یا وابستگی عاطفی است .برای پدید آوردن آگاهی و پرورش عشق و محبت غیر شخصی نسبت به دوستان و آشنایان و همه کسانی که باآنها سرو کار دارید ، تکرار کردن عبارات زیر بسیار مؤثر است :

((من بی هیچ وابستگی همه را دوست دارم ،همه نیز ،بی هیچ وابستگی ، مرا دوست دارند.))

گروهی را میشناسم که در اثر تجربه ، به نیروی بیکران عشق و دعاهایی که کلمه ((عشق الهی )) در آن باشد پی برده اند و این نیرو را ببزرگترین راه حل برای برطرف کردن مشکلات شخصی و شغلی خود میدانند .افراد این گروه هفته ای یک بار تشکیل جلسه میدهند و دعا ها وجملاتی که در آنها ((عشق الهی)) موج میزند را تکرار میکنند .آنها فهرست افراد و موقعیت هایی را که از اعجاز بیکران عشق میدانند به این جلسات میآورند(اما در مورد این افراد یا مشکلات آنها صحبت نمیکنند)، اما هنگامی که جمیعا مشغول دعا هستند ، آرام دست خود را بر روی این فهرست گذاشته و تکرار میکنند :

((عشق الهی هم اکنون در وجود من و از طریق من به والاترین کار خود مشغول است و در این لحظه برای من و از طریق من سلامتی و سعادت با خود به همراه میآورد.))

آنگاه در قلب خود برای افرادی که نامشان در فهرست است چنین میگویند:

((عشق الهی هم اکنون در وجود تو و از طریق تو به والاترین کار خویش مشغول است و هم اکنون برای تو و از طریق تو سلامتی و ثروت و سعادتی بی پایان به همراه میآورد.))

افراد این گروه چندین هفته گرد هم آمدند و این عبارت ودعاها را بارها تکرار کردند ؛ آنگاه پی بردند که بسیار آرام و بی سرو صدا ، برای هریک از اعضای گروه و همچنین افرادی که نامشان در فهرست است ، رویدادهایی عجیب و خارق العاده روی میدهد .یکی از خانم های شاغل که در رابطه با چند تن از دوستان و همکاران خود ،دچار مشکل شده بود ،به محض تکرار این عبارت و دعا های سرشار از عشق و محبت ، با دوستان و همکاران خود به طرزی غیر منتظره آشتی کرد وآنها مجددا ،روابط دوستانه ای بر قرار کردند.

یکی دیگر از خانم های این گروه نیز چند ماهی بود که به علت سوء تفاهم ، با چند تن از دوستانش دچار مشکل شده بود و برای دلجویی و رفع این سوء تفاهم به هر کاری دست زده بود ؛ اما به همه ی نامه ها و عذر خواهی ها و تلفن های او به سردی پاسخ داده شده و همه بی نتیجه مانده بود ؛ تا این که یک شب ، هنگام دعای دست جمعی و طلب عشق الهی ، این خانم و خانمی دیگر در هوا صدایی شبیه به صدای ترکیدن چیزی را شنیدند.خانم دیگر آن صدارا زاییده ی تخیل خود دانست و آن را نادیده گرفت ، اما پس از خاتمه ی جلسه این خانم نزد او رفت و آهسته و مهرمانه به او گفت : ((آن صدای ترکیدن را در هوا شنیدی ؟مبادا خیال کنی که این صدا زاییده تخیلت بوده ، زیرا این صدا ، صدای واقعی شکستن اندیشه های بد بینانه ای بود که میان من و دوستانم وجود داشت و من اطمینان دارم که امشب به برکت عشق الهی ، همه این سوء تفاهمات و اختلافات برطرف شده است و اعجاز بیکران عشق دلیل واقعی این دوستی است.))

از آن پس احساس او نسبت به آن وضعیت تغییر کرد و او غرق در آرامش از این که عشق الهی مشکلات اورا از بین برده ، پیوسته شکر گذار بود.چند هفته بعد با این که ظاهرا تغییری در اوضاع به چشم نمیخورد اما او احساس کرده بود که باید بار دیگر با دوستانش تماس بگیرد.این بار بجای پاسخ های سرد ،دوستان او به گونه ای عمل کردند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است و دوستی و صمیمیت گذشته از نو میان آنها برقرار شد و همچنان نیز ادامه دارد.

3. عشق در وجود شماست

شاید شما با گروه هایی که بصورت دسته جمعی به دعا میپردازند آشنایی نداشته باشید ، اما با این حال باز هم میتوانید از اعجاز بیکران عشق بهره مند شوید ، چرا که همه ی عشق و محبتی را که برای سلامت ، ثروت ، شادمانی و سعادت نیاز دارید ،در وجود شما نهفته است ؛ به عبارت دیگر عشق الهی یکی از قدرت های معنوی شماست ! پس به یاد داشته باشید که:

((عشق را نباید خارج از وجود خود جستجو کنید ،بلکه محبت را باید در وجود خود کشف کنید و از طریق اندیشه ، کلام ، اعمال و دعا ، آن را از خود بروز دهید .))

اگر به این کار ادامه دهید ، به اعجاز بیکران عشق پی میبرید و در روابط خود با همگان پیروز و بر همه اوضاع و شرایط مسلط میشوید . یکی از جامعه شناسان مشهور جهان که در دانشگاه هاروارد ، تدریس میکند ، پس از بررسی قدرت عشق و محبت به این نتیجه رسید که :

((انسان میتواند آگاهانه عشق را مانند هر فضیلت دیگر ایجاد کند و پرورش دهد.))

 

 

 

پس اگر چنین به نظر میرسد که عشق ، شمارا فراموش کرده یا بی اعتنا از کنار شما عبور کرده است . لزومی ندارد احساس نا امیدی و شکست کنید ، زیرا آنان که اظهار میکنند زندگی شان خالی از عشق و محبت است اشتباها عشق را خارج از وجود خویش جستجو میکنند ، در حالی که حقیقت چنین است که عشق نخست ، از درون آغاز میشود و آنگاه بصورت اندیشه ، احساس ، کلام و عمل ابراز میشود و شما تنها زمانی که پرورش عشق را در وجود خود آغاز کنید ، میتوانید باور کنید که شیوه ای معنوی ، علمی و رضایت بخش را پیش گرفته اید؛ زیرا تنها در اینصورت است که دیگر با اوضاع شرایط و دیگران درگیر نیستید و میتوانید رها از هرگونه ترس و ناامیدی بر خود و جهان پیرامون خود تسلط یابید .

((عشق همچون نیرویی است که به محض جریان یافتن ، همه جارا نورانی و تابناک میکند و زمانی که از آن سرشار شوید ، اشخاص ، اوضاع وشرایط را به سوی خود جذب میکنید و به این ترتیب ، بر کامیابی و شادکامی خود می افزایید.))

مدتی نمیگذرد که در میابید به جای اینکه شما تابع شرایط باشید ، شرایط بیرونی به دلخواه شما تغییر میکند ، به عبارت دیگر هرگاه اندیشه ها و احساسات شما لبریز از عشق و محبت باشد ، جهان پیرامونتان نیز به شیوه ای شگفت انگیز ،مطابق خواسته های شما خواهد شد ؛ و این همه ، از اعجاز بیکران عشق است .

انسانهای بسیاری اینک ، در جستجوی یافتن این قدرت بی پایان در همه زمینه های زندگی خود هستند ؛ زیرا عشق و محبت در حیطه روابط انسانی ، معجزه ها میکند .به عنوان مثال خانمی تعریف میکرد زمانی که با همسرش جرو بحث داشت ، شوهرش با عصبانیت درب را به هم کوبید و خانه را ترک کرد .او چون شنیده بود که میتوان در درون ، عشق آفرید و آنگاه آن را بیرون فرستاد ، تصمیم گرفت برای رفع مشکل خود ، از آن استفاده کند .سپس آرام شروع به تکرار این جمله کرد :

((من از عشق الهی خواستارم که هم اکنون عشق میان من و همسرم را التیام بخشد.))

مدتی بعد او در آرامشی عمیق فرورفت سپس ، از آن با اطمینان به اینکه همسرش برای نهار باز خواهد گشت ، بی درنگ سرگرم تهیه غذا شد ؛و این در حالی بود که تجربه ای که او از مشاجره های قبلی داشت ، چیزی غیر از این بود .

اما هنوز مدتی نگذشته بود که شوهرش با جعبه ای شیرینی و دنیایی از لطف و صفا به خانه بازگشت و در مدتی کوتاه تر از آنچه که او تصور میکرد زندگی زناشویی شان به آرامش و هماهنگی کامل بازگشت .

خانم دیگری نیز با تعریف تجربه مشابه چنین اظهار کرد که ،از اعجاز بیکران عشق زندگی زناشویی اش که سالها سرد و آزار دهنده بوده اکنون به کانونی گرم و دوستانه مبدل شده است .او که از آن وضع به تنگ آمده بود ، در جستجوی یافتن راه حلی امیدوار کننده وآرامش بخش ، لحظه ای از جستجو دست بر نمی داشت تا اینکه روزی با  این جملات روبرو شد :

((عشق و محبت ، مشکلات ظاهرا حل نشدنی را از سر راه بر میدارد و غیر ممکن هارا ممکن میسازد .))

پیش از این هرگاه او و شوهرش دچار اختلاف میشدند مدتها زمان میبرد تا دوباره با هم آشتی کنند ؛ اما این بار چون او همواره عبارت بالا را در دل تکرار میکرد ، مشکلات و سوء تفاهم ها یکباره از میان رفت و از اعجاز بیکران عشق ، آن ، آخرین مشاجره ای بود که میان آنها در گرفت .

از آن پس هرگاه زن در روابط با شوهرش دچار مشکل میشد ، جمله فوق را تکرار میکرد و تکرار این جمله همواره فضای زندگی اش را شاداب ، سعادتمند و آرامش بخش کرده است .

آیا باور ندرید که اندیشه ها و سخنان سرشار از عشق الهی ، قادرند در زندگی و امور شما تا این حد موثر باشند؟

 ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 12:1  توسط تابستان | 
عادات ما!
 

بیماری 32 ساله به سراغ ریچارد کرولی درمانگر رفت .
شکایتش این بود که نمی توانم جلوی مکیدن انگشت شصتم را بگیرم .
کرولی گفت :چندان نگران نباش ، اما هر روز یک انگشت متفاوت را بمک .
بیمار سعی کرد طبق دستور او عمل کند. اما هر بار دستش را به دهانش نزدیک می کرد ، ناچار می شد آگاهانه انگشت آن روز را انتخاب کند .هنوز هفته تمام نشده بود که آن عادت از بین رفت .
ریچارد کرولی می گوید:وقتی عادتی پدید می آید ، مبارزه با آن دشوار است . اما هنگامی که همین عادت ما را مجبور کند رفتار جدیدی در پیش بگیریم ، تصمیمهای جدید و انتخابهای جدیدی انجام دهیم ، آگاه می شویم که این عادت به زحمتش نمی ارزد.

ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 10:29  توسط تابستان | 
هرچیزی که رخ می دهد به صلاح ماست....

 

سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.

وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.

 

روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !

پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!

آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه  بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگي ام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نمي افتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،
بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!


ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است  

 

  تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))

 

ای میل از گروه ترانه ها

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 9:52  توسط تابستان | 
عاشق کدامی: معشوق یا عشق ورزیدن؟
 

معشوقي، عاشق خود را به خانه دعوت کرد و کنار خود نشاند. عاشق بلافاصله تعداد زيادي نامه که قبلاً در زمان دوري و جدايي براي يارش نوشته بود، از جيب خود بيرون آورد و شروع به خواندن کرد. نامه‌ها پر از آه و ناله و سوز و گداز بود، خلاصه آنقدر خواند تا حوصلة معشوق را سر برد. معشوق با نگاهي پر از تمسخر و تحقير به او گفت: اين نامه‌ها را براي چه کسي نوشته‌اي؟ عاشق گفت: براي تو اي نازنين! معشوق گفت: من که کنار تو نشسته‌ام و آماده‌ام تو مي‌تواني از کنار من لذت ببري. اين کار تو در اين لحظه فقط تباه کردن عمر و از دست دادن وقت است.

عاشق جواب داد: بله، مي‌دانم من الآن در کنار تو نشسته‌ام اما نمي‌دانم چرا آن لذتي که از ياد تو در دوري و جدايي احساس مي‌کردم اکنون که در کنار تو هستم چنان احساسي ندارم؟ معشوق مي‌گويد: علتش اين است که تو، عاشق حالات خودت هستي نه عاشق من. براي تو من مثل خانة معشوق هستم نه خود معشوق. تو بستة حال هستي. و ازين رو تعادل نداري. مرد حق بيرون از حال و زمان مي‌نشيند. او امير حالها ست و تو اسير حالهاي خودي. برو و عشق مردان حق را بياموز و گرنه اسير و بندة حالات گوناگون خواهي بود. به زيبايي و زشتي خود نگاه مکن بلکه به عشق و معشوق خود نگاه کن. در ضعف و قدرت خود نگاه مکن، به همت والاي خود نگاه کن و در هر حالي به جستجو و طلب مشغول باش

 منبع

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 10:58  توسط تابستان | 
رمان بنفشه کوچولو
 

رمان بنفشه کوجولو رو از اینجا برداشتمش.

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 11:51  توسط تابستان | 
سلام کسی که تو دلم درخشید
 

سلام کسی که تو دلم درخشید ، من دیگه دوسِت ندارم ... ببخشید

بهتره که نپرسی علتش رو ، چون که خودت ندادی فرصتش رو

بهتره این نامهء آخر باشه ، فکر کنم ای واسه ما ... بهتر باشه

من واسه اون کس که دوسش ندارم ، نمی تونم شاخهء گل بیارم

بین تو و اون روزا کلی فرقه ، تُو آسمونت پُره رعد و برقه

نه مهربونی ؛ نه واسم می خندی ، هر دری رو من می زنم ؛ می بندی

کو اون همه شعرای عاشقونه ، کی بود بهم می گفت : سلام بهونه

نه ... صحبت از سلام بهونه ای نیست

پرنده اینجاست ، ولی دونه ای نیست

خواستی فقط صاحب یه قفس شی ، بری و با دیگری هم نفس شی

خواستی بگی میشه تُو دام بیفتم ، بعدش بگی : دیدی بهت نگفتم

از چِش من افتادی نازنینم ، دوست ندارم دیگه تو رو ببینم

اون کسی که دَم می زد از حسادت ، اگه بمیرم نمی یاد عیادت

منم می خوام اتمام حجت کنم ، خیال هر دو مونو راحت کنم

اگه دلت همین حالا بشکنه ، بهتر از آوارگیای منه

من کسی رو می خوام که عاشق باشه ، اول و آخرش ... شقایق باشه

من کسی رو می خوام که نیست مثله تو ، پشیمونم ... دوست ندارم ... برو

پشیمونی گرچه نداره سودی ، خوب شد که فهمیدم بدی به زودی

من کسی رو می خوام که ناز و کم کم ، صدام کنه مثله فرشته مریم

  مثله همون روزای آشنایی ، نه مثله حالا ؛ نه مثله رهایی

جواب بدی ندی دیگه تمومه ، نمی دونم جواب واسه کدومه ؟

نامه هامو از بس جواب ندادی ، جواب بدی شاید بشه زیادی

شاخه نباتم که بشه واسطه ، دل نمی دم دیگه به این رابطه

اما یادت باشه که این آدما ، کم نبودن پیشم ولیکن شما

نیستید مثله اون روزای طلایی ، کی گفته سه تا بخش داره جدایی ؟

« جدایی هر غمش هزار تا بخشه ، دل می سوزونه مثله آذرخشه »

 من هر چی دوست دارم تموم شه نامه ، دلم میاد ... بازم میده ادامه

دیگه تموم شد اون همه غم و رنج ، وقته قرار و شوق ساعت پنج

« برو ... برو پیشه هر کسی که دوست داری

حق نداری اسمه منم بیاری »

بخوای ، نخوای ... زود برو به سلامت ، خدا کنه بین ماها قضاوت

خدا کنه بین ماها قضاوت ...

 

مریم حیدرزاده/ ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 11:35  توسط تابستان | 
نسخه
 

خانمی وارد داروخانه می شه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه. چشم‌های داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!


منبع

2 نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 9:28  توسط تابستان | 
اسرار موفقیت در زندگی
 

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است
كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند،
نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید،
همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن
ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند،
دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،
سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند
دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است
كه برای خود عذری آورده باشیم.

 

ای میل از گروه کیمیا نت

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 14:38  توسط تابستان | 
انواع دوستی
 

دوستي با بعضي آدمها مثل نوشيدن چاي کيسه ايست هول هولکي و دم دستي.اين دوستي ها براي رفع تکليف خوبند اما خستگي ات را رفع نمي کنند.اين چاي خوردنها دل آدم را باز نمي کند خاطره نمي شود فقط از سر اجبار مي خوريشان که چاي خورده باشي به بعدش هم فکر نمي کني.

 

دوستي با بعضي آدمها مثل خوردن چاي خارجي است.پر از رنگ و بو .اين دوستها جان مي دهد براي مهمان بازي براي جوکهاي خنده دار تعريف کردن براي فرستادن اس ام اس صد تا يک غاز.براي خاطره هاي دم دستي. اولش هم حس خوبي به تو مي دهند. اين چاي زود دم خارجي را مي ريزي در فنجان بزرگ. مي نشيني با شکلات فندقي مي خوري و فکر مي کني خوشبحال ترين آدم روي زميني.فقط نمي داني چرا باقي چاي که مانده در فنجان بعد از يکي دوساعت مي شود رنگ قير يک مايع سياه و بد بو که چنان به ديواره فنجام رنگ مي دهد که انگار در آن مرکب چين ريخته بودي نه چاي .

 

دوستي با بعضي آدمها مثل نوشيدن چاي سر گل لاهيجان است.بايد نرم دم بکشد.بايد انتظارش را بکشي.بايد براي عطر و رنگش منتظر بماني بايد صبر کني.آرام باشي و مقدماتش را فراهم کني بايد آن را بريزي در يک استکان کوچک کمر باريک.خوب نگاهش کني.عطر ملايمش را احساس کني و آهسته جرعه جرعه بنوشي اش و زندگي کني

ای میل از گروه ترانه ها

2 نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 9:34  توسط تابستان | 
هم سن و سال
 

ای میل از گروه ترانه ها:

تاکنون پيش آمده که به فردى هم سن وسال خود نگاه کرده باشيد و پيش خود گفته باشيد: نه، من مطمئناً اينقدرپير و شکسته نشده‌ام؟
اگرجوابتان مثبت است از داستان زير خوشتان خواهد آمد:

من يکروز در اتاق انتظار يک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پيش او مى‌رفتم. به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود وبه ديوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را ديدم.
ناگهان به يادم آمد که ٣٠ سال پيش، در دوران دبيرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همين اسم درکلاس ما بود.
وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کرده‌ام. اين آدم خميده، موخاکسترى و با صورت پر چين و چروک نمى‌توانست همکلاسى من باشد.
 بعد از اين که کارش بر روى  دندانهايم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسيدم که آيا به مدرسه البرزمى ‌رفته است؟

او گفت: بله. بله.. من البرزى هستم.
پرسيدم: چه سالى فارغ‌ التحصيل شديد؟
گفت: ١٣٥٩. چرا اين سوال را مى‌پرسيد؟
گفتم: براى اين که شما در همان کلاسى بوديد که من بودم.
او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خيره شد و بعد مردک احمق و نفهم گفت: شما چى درس مى‌داديد؟؟

 


2 نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 9:23  توسط تابستان | 
هدیه ای پر محبت برای کانون شادی
 

یکی از اون داستانهای واقعی که بغض به گلو میاره و اشک توی چشم جمع میکنه:

يه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود  چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!"

  کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.

دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.

چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.

در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند  که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد.

داخل کیف 57سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند."  این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.

وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد. او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد ...

یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.

در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.

وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید. همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.

در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با57 سنت پولش، که با  نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کانول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم می خورد.

 

ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 9:11  توسط تابستان | 
عشق و ازدواج
 

عشق يعني گرفتن دست يكديگر در خيابان و خودنمايي كردن
ازدواج يعني دعوا كردن در خيابان و توجه همه را جلب كردن
عشق يعني خوردن عذا در بهترين رستوران
ازدواج يعني خوردن غذاي آماده در خانه
عشق يعني صحبت كردن درباره بچه دار شدن
ازدواج يعني صحبت كرند درباره چطور خلاص شدن از دست بچه ها
عشق يعني زود به رختخواب رفتن
ازدواج يعني زود خوابيدن
عشق باعث از دست رفتن اشتها ميشه
ازدواج باعث از دست رفتن قيافه ميشه
عشق يعني داشتن وقت
ازدواج يعني نداشتن وقت
عشق يعني برنامه ريزي براي آينده
ازدواج يعني خراب شدن آينده
عشق يعني سحرخيز بودن
ازدواج يعني خواب آلود بودن
عشق يعني دادن اولين الويت به معشوق
ازدواج يعني دادن آخرين الويت به معشوق
عشق يعني بلند پروازي
ازدواج يعني شكستن پر و بال

ای میل از گروه ترانه ها:

 

2 نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 11:39  توسط تابستان | 
داستان کوتاه
 

ای میل از دوست عزیزم ف.ف:

روزی روزگاری یک زن قصد می‌کنه تا یک سفر دو هفته‌ای به ایتالیا داشته باشه... شوهرش اون رو به فرودگاه می‌رسونه و واسش آرزو می‌کنه که سفر خوبی داشته باشه... زن جواب می‌ده: "ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟"... مرد می‌خنده و می‌گه: "یه دختر ایتالیایی!"... زن هیچی نمی‌گه و سوار هواپیما می‌شه و می‌ره... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی‌گرده، مرد توی فرودگاه می‌ره استقبالش و بهش می‌گه: "خب عزیزم مسافرت خوب بود؟"... زن: "ممنون، عالی بود!"... مرد می‌پرسه: "خب سوغاتی من چی شد پس؟"... زن: "کدوم سوغاتی؟"... مرد: "همونی که ازت خواسته بودم... دختر ایتالیایی!"... زن جواب می‌ده: "آهان! اون رو می‌گی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام دادم! حالا باید 9 ماه صبر کنیم تا ببینیم پسر می‌شه یا دختر!"

 • نتیجه گیری اخلاقی داستان: هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون‌ها به طرز وحشتناکی باهوش هستن!

 

 

 
2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 8:50  توسط تابستان | 
خانمها از هدایایشان چه برداشتی دارند؟
 

اینجا مطلبی در مورد هدیه دادن به خانمها خوندم. جالب بود. با تشکر و اجازه نویسنده اش اینجا میارم:

با اینکه ممکن است مناسبات و تعطیلی های مختلف در طول سال لحظات خوشی برای گذراندن کنار همسرتان باشد، اما یک نکته خیلی مهم در اکثر این تعطیلی ها را فراموش کرده اید: هدیه دادن. چه عید باشد، چه نوروز، چه ولنتاین، روز زن و روز مادر، سالگرد ازدواجتان یا یک جشن تولد معمولی، مهارت شما در هدیه دادن به دقت مورد توجه همسرتان، نزدیک ترین دوستش، مادرش و و و خواهد بود.

لازم به ذکر نیست که هدیه دادن اهمیت بسیار زیادی دارد، پس صرفنظر از هدیه ای که میخرید، به نکات دیگری هم باید توجه کنید. با اینکه ممکن است خیلی پول خرج کرده باشید تا در اولین روز قرارتان با خانمی، با هدیه تان احساس خوبی در او ایجاد کنید، اما اگر هدیه را خیلی ساده با روزنامه کادوپیچ کنید،حتی بهترین هدیه ها هم بی ارزش جلوه خواهد کرد. پس اگر فکر می کنید که خودتان از عهده اش برنمی آیید، بهتر است کمی بیشتر خرج کنید و از یک متخصص کادو کردن بخواهید که هدیه تان را کادو کند. حالا اجازه بدهید بیشتر به محتوای هدیه تان توجه کنیم. می خواهیم به شما بگوییم که خانمتان درمورد هدیه ای که به او می دهید چه فکری خواهد کرد.

 

 

طلا و جواهرات

از آنجا که طلا و جواهر گران است و خیلی راحت می توان با آنها پز داد، معمولاً برای رابطه های خیلی جدی نگه داشته می شود. تصور خانمتان از چنین هدیه ای این خواهد بود که رابطه تان کاملاً جدی است و شما با اینکار تعهدتان را به او نشان داده اید. خانم ها خوب می دانند که مردها معمولاً برای یک رابطه الکی اینقدر پول خرج نمی کنند و چنین هدیه ای به آنها نشان می دهد که دوستشان دارید. اما اگر در دادن چنین هدیه ای به خانمی عجله کنید دو واکنش را در او به همراه خواهد داشت: 1) خانمی را که از احساسش به شما مطمئن نیست را می ترساند. 2) چون ممکن است احساس کند که می خواهید با چنین هدیه ای احساسش را بخرید، برایش آزاردهنده خواهد بود.

عطر

عطر در هدایای شخصی حد نهایی است، حتی بیشتر از طلا و جواهرات. رایحه ای که خانم ها بعنوان عطرشان انتخاب می کنند بسیار خاص و شخصی است. این یعنی شما باید خانمی را خیلی خوب بشناسید تا بتوانید عطری برایش بخرید که با سلیقه اش جور باشد. پس چون ممکن است برسد که در دقیقه آخر برایش هدیه خریده اید و وقت آنچنانی برایش نگذاشته اید، بهتر است تا می توانید از خریدن چنین هدیه ای خودداری کنید مگر اینکه بدانید دقیقاً چه عطری دوست دارد.

وسایل الکترونیکی

زندگی کردن در دنیای مدرن امروزی که تکنولوژی نقش بسیار مهمی در آن دارد، عجیب نیست که یک ابزار یا وسیله الکترونیکی برای او بخرید. این هدیه چه یک iPod باشد چه یک نوت بوک، به هر حال بسیار گرانقیمت خواهد بود و باعث می شود او تصور کند که شما فکر می کنید لیاقت این را دارد که با این تکنولوژی ها زندگیش کمی راحت تر شود. به خاطر تنوع زیاد اینگونه وسایل، می توانید به او ثابت کنید که با توجه به شیوه زندگی و علایق او، چقدر وقت گذاشته اید و برایش ارزش قائل بوده اید و آن چیزی را برایش هدیه گرفته اید که واقعاً به آن نیاز داشته است.

سفر

اختصاص دادن وقتتان به او می توانید یکی از ساده ترین و بهترین هدایایی باشد که به خانمتان می دهید. این اختصاص دادن وقت می تواند به هر طریقی صورت گیرد، از یک مسافرت گرفته تا یک اردو یا پیکنیک یک روزه و مطمئن باشید که تجربه ای بسیار لذت بخش برای او  خواهد بود.

علاوه بر این، خیلی از خانم ها چنین هدیه ای را نشانه این می دانند که وقت گذراندن در کنار او برای شما اهمیت زیادی دارد . برای رابطه تان ارزش قائلید. این هدیه برای کسی که فکر می کنید همانی است که می خواهید و دلتان نمی خواهد با یک هدیه مادی، او را از سر خود باز کنید، بسیار عالی است. تنها مسئله این است که نباید اجازه بدهید او بویی از ماجرا ببرد، اما خوب از قبل برنامه ریزی کنید تا هیچ مشکلی برای هیچکدامتان پیش نیاید.

لوازم خانگی

به استثنای درخواست های ویژه، خریدن لوازم خانگی به عنوان هدیه، این پیام را به همسرتان می رساند که ذره ای از عشق در وجود شما نیست یا اینکه به او فقط به عنوان یک خدمتکار نگاه می کنید که باید کارهای خانه را انجام دهد. بااینکه یک جاروبرقی جدید می تواند خیلی برای او مفید باشد، اما عملاً آتش عشق را در وجود او روشن نمی کند و باعث نمی شود که احساس خاص بودن کند.

اگر تصمیم گرفته اید که هدیه تان مسخره و بیهوده نباشد و برایش کاربردی باشد، بهتر است سراغ لوازم خانگی هایی بروید که کمی تجملاتی تر باشند. مثلاً یک دست ملحفه نخی مصری با طرح بسیار زیبا یا یک دستگاه قهوه ساز مدرن انتخاب بدی نیست و به او نشان می دهد که می خواهید سطح فعالیت های روزمره او را بالاتر ببرید.

وقتی از خودش بپرسید

با اینکه با اینکار می توانید دقیقاً همان چیزی را برایش هدیه بگیرید که خودش میخواهد، اما ممکن است این احساس را در او ایجاد کند که شما زحمت فکر کردن اینکه او چه می خواهد را به خودتان نمی دهید. اما اگر خانمتان خیلی وسواسی است و دوست دارد همیشه چیزی را که خودش انتخاب کرده بخرد، سعی کنید باتوجه به وضعیت جیبتان در کنار آن هدیه، یک هدیه کوچک هم با انتخاب خودتان برایش بخرید.

 خوردنی/نوشیدنی

با اینکه یک جعبه شکلات و یک جعبه نوشیدنی اعلا هدیه خیلی خوبی برای همسایه، همکار یا عمویتان است، اما اصلاً برای همسرتان مناسب نیستند. اگر با خانمی رابطه دارید که خیلی از اینجور خوردنی ها لذت می برد، می توانید گاه و بیگاه یا شکلات یا هر چیز دیگری که دوست دارد غافلگیرش کنید. درغیراینصورت اگر بخواهید برای یک هدیه مهم چنین چیزهایی را برایش بخرید، در نظر او خیلی پیش پا افتاده و ارزان خواهد آمد.

البته منظور ما این نیست که خرید یک جعبه شکلات بد است، نه اما اگر بخواهید شکلات را بعنوان هدیه اصلی به او بدهید جلوه خوبی ندارد.

خط آخر

هدیه دادن…quot;و گرفتن…quot;می تواند برای هر کسی یک موقعیت خیلی استرس آور باشد، مخصوصاً برای آنها که در یک رابطه هستند. حتی خانم هایی که اصلاً مادی گرا نیستند هم هدیه ای که به آنها می دهید را نشاندهنده مقدار ارزشی که برای رابطه تان قائلید و مقدار علاقه تان به آنها می دانند.

بااینکه ممکن است تصمیم گرفتن درمورد اینکه چه هدیه ای برای او بخرید کار سختی باشد، اما اگر کمی دقت کنید می بینید که همه خانم ها خودشان به اندازه کافی به شما نخ می دهند که چه چیزی لازم دارند یا دوست دارند داشته باشند. این شما هستید که باید به حرکات و حرف هایشان دقت و توجه داشته باشید تا هدیه دادن برایتان به تجربه ای بسیار لذت بخش تبدیل شود.

 

2 نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 9:35  توسط تابستان | 
بدون شرح...
 

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»
 گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 11:40  توسط تابستان | 
نکته ای از انجیل
 

 

در Malachi آیه 3:3 آمده است:

« او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

 

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم. بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظه‌ای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آتش را احساس می کنی، به یاد داشته باش که خداوند به تو چشم دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

 ای میل از دوست عزیزم ل

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 15:2  توسط تابستان | 
وقتی مردی شما را بخواهد...
 

این توصیه ها را یک مشاور روانشناس برایم گفته است؛ آنقدر جالب بودند که بد ندیدم به شما هم منتقلشان کنم.

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید. بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.

 

ای میل از دوستان عزیز م.م و آ.ف
2 نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 12:55  توسط تابستان | 
معمایی از بیل گیتس
 

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.
حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟

اگر نتوانستید حل کنید به جواب آن در زیر مراجعه کنید.

00000000

0000000

000000

00000

0000

000

00

0

00000000

0000000

000000

00000

0000

000

00

0


یکی از کلید ها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش نمایید. حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید. چراغی که روشن است مربوط است به کلید دوم. دو چراغ دیگر را لمس کنید، آنکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آنکه سرد است مربوط است به کلید سوم است.

اگر شما نتوانستید این معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده است که به فیزیک معما که همانا حرارت تولید شده در چراغها است توجه نداشتید و فکر خود را متمرکز بر تناظر چراغها و کلیدها نمودید، راه حلی که هرگز شما را به جواب نخواهد رساند.


توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد و فقط برای گمراه کردن شما در معما گنجانده شده است.

 

ای میل از دوست عزیز م.م

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 11:27  توسط تابستان | 
اعتماد به نفس فوق العاده در 60 گام
 

گام 1 : فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.

گام 2 : هرچند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.

گام 3 : وان حمام را پر از آب گرم و کف صابون کنید، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق از خود دور کنید.

گام 4 : هر روز جملات زیر و جمله هایی از این دست فکر کنید :

·        تا زمانی که خودتان نخواهید، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند. ( تئودور روزولت )

·        روزی شخصی بودا را فحش و ناسزا می داد، بودا به او گفت: از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر   می کنم! اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم اگر کسی به من هدیه بدهد و من آن را قبول نکنم، هدیه به چه کسی تعلق خواهد داشت؟

·        خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید، همیشه حق با شماست. (هنری فورد )

·        عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.

·        قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

·        هر کاری که دوست داری انجام بده، پول خود را به دنبال آن کار می آید.

·        به دنبال رستگاری و سعادت خودت باش.

·        همان اندازه که همسایه ات را دوست داری، خود را نیز دوست داشته باش، این بدان معنی است که باید خودت را از صمیم قلب دوست داشته باشی.

گام 5 : در تعطیلات آخر هفته، به تماشای کارتون های مورد علاقه تان بپردازید.
گام 6 : تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
گام 7 : به خاطر داشته باشید که هرگاه در کاری حیران و سرگردان می مانید، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
گام 8 : تا آن جا که لازم است خود را به مبارزه بطلبید، نه بیش از اندازه.
گام 9 : در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.
گام 10 : در روز عشق (والنتاین) برای خودتان کارت تبریک بخرید.
گام 11 : هرچند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و در خلوت با خداوند راز و نیاز کنید.
گام 12 : هرچند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.
گام 13 : با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید، تلفنی صحبت کنید.
گام 14 : خود را در آینه نگاه کنید و از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکرگزار باشید.
گام 15 : اهداف خود را بنویسید.
گام 16 : در هدف گذاری واقع بین باشید.
گام 17 : وسواس را از زندگی خود حذف کنید، در غیر این صورت هیچ کاری نمی توانید انجام دهید.
گام 18 : برای خودتان ضرب العجل تعیین کنید و سپس دست به کار شوید و کار را به اتمام برسانید ولو نتیجه آن به همان خوبی که شما انتظارش را داشته اید، نباشد.
گام 19 : بدون دلیل لبخند بزنید.
گام 20 : تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.
گام 21 : هنر سوال کردن را بیاموزید.
گام 22 : برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.
گام 23 : شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت و ضروری در زندگی است. پس هفته ای یک مرتبه، فقط زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات بدنتان را ماساژ بدهد.
گام 24 : ده بار نفس عمیق بکشید.
گام 25 : هنگام راه رفتن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.
گام 26 : گاهی اوقات تند تند راه بروید.
گام 27 : وقتی در کاری موفق می شوید، با خرید یک هدیه برای خودتان موفقیت تان را جشن بگیرید.
گام 28 : استفاده از فرصت ها رابیاموزید.
گام 29 : برای خودتان گل بخرید.
گام 30 : هر وقت احساس تنش کردید، به یک موسیقی کلاسیک گوش بدهید.
گام 31 : تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید، برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.

·         هر روز، هرقدمی که برمی دارم، بهتر و بهتر می شوم.

·         من این وضعیت را به عشق الهی می سپارم و به بهبود آن اطمینان کامل دارم.

·         نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم که به تمامی خواسته های برحق خود می رسم.

·         من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.

·         من غذاهایی را می خورم که برایم سودمند هستند و به راحتی و عاشقانه به وزن مطلوب خود می رسم.

·         از خودم رضایت دارم.

·         من مسوول تمامی اتفاقاتی هستم که برایم رخ می دهد.

·         من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهند.

·         امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.

·         اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد، نور درونم از من حمایت می کند.

·         من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثارم می کند.

·         با هر دم و بازدم خداوند را شکر می کنم.

گام 32 : به هر آهنگ شادی که دوست دارید گوش داده و با آن برقصید.
گام 33 : نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.
گام 34 : هنر نه گفتن را بیاموزید.
گام 35 : هنگامی که کودکان بازی می کنند، در آن ها دقیق شوید.
گام 36 : هر چند هفته یک بار، خانه تکانی کنید.
گام 37 : آمدن بهار را جشن بگیرید..
گام 38 : کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید، مرور کنید.
گام 39 : هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.
گام 40 : از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.
گام 41 : خودتان را مورد ستایش و تحسین قرار دهید.
گام 42 : سعی کنید روزهای تعطیل دیر از خواب بیدار شوید، یا دیرتر از رختخواب خارج شوید.
گام 43 : گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.
گام 44 : حیوانات اهلی و دست آموز را نوازش کنید.
گام 45 : باغچه کوچکی برای خودتان درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
گام 46 : به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
گام 47 : به پارک رفته و همه گل ها و درختان پارک را بو کنید.
گام 48 : زمانی که زیر دوش می روید، آواز بخوانید.
گام 49 : سالی دو مرتبه خون بدهید.
گام 50 : نامه ای بنویسید و در آن از خودتان انتقاد کنید.
گام 51 : هر روز ده واژه جدید بیاموزید.
گام 52 : شکر گزار باشید.
گام 53 : هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شده و زیستن در اکنون جاودانه را بیاموزید.
گام 54 : مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.
گام 55 : یک روز در هفته گیاهخواری کنید.
گام 56 : قبول کنید که انسان جایزالخطا است.
گام 57 : یک مهارت جدید بیاموزید.
گام 58 : به اطرافیان تان بگویید که برایشان ارزش قائل هستید.
گام 59 : برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
گام 60 : توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.

ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 10:2  توسط تابستان | 
جهت خالی نبودن عریضه!
 

 

 Caller: Hello, can I speak to Annie Wan ? 
Operator: Yes, you can speak to me. 
Caller: No, I want to speak to Annie Wan!
Operator: Yes I understand you want to speak to anyone. You can speak to me. Who is this?  
Caller: I'm Sam Wan. And I need to talk to Annie Wan! It's urgent.
Operator: I know you are someone and you want to talk to anyone! But what's this urgent matter about?
Caller: Well... just tell my sister Annie Wan that our
brother Noe Wan was involved in an accident. Noe Wan got injured and now Noe Wan is being sent to the hospital. Right now, Avery Wan is on his way to the hospital. 
Operator: Look, if no one was injured and no one was sent to the hospital, then the accident isn't an urgent matter! You may find this hilarious but I don't have time for this! 
Caller: You are so rude! Who are you? 
Operator: I'm Saw Ree. 
Caller: Yes! You should be sorry. Now give me your name!! 
Operator: That's what I said. I'm Saw Ree ..

Caller: Oh ......God!!!

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 11:38  توسط تابستان | 
هاله شما چه رنگیه؟

 

 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد

بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد

بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است

بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.

بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.

بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.

بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.

بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.

سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.

بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.

بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.

بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.

بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.

بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.

بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.

متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.

بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.

بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.

بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.

بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.

بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.

بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.

متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.

بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.

بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.

بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.

بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.

بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.

بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...خزان

 

قرمز

با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و

اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و

بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد

قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين

همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد

همراهتان باشد

آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها

باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

 

شيري رنگ

اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد

ولي هميشه بشاش است.

شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت

خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد

و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي

طولاني دوستش خواهيد داشت.

 

نيلي

شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در

انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب

مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد

دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد

پيدا كنيد.

 

خاكستري

جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد

و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا

ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و

نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد

روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه

بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

 

سبز

خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم

خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم

آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي

باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد

مورد نظرت مي مانيد.

 

 

طلائي

شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم

بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد

مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان

متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

 

صورتي

شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست

داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.

داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز

مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

 

زرد

شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،

و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

 

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره

در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

 

خرمائي

باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز

را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه

به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور

هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار

است فرد بهتري پيدا كنيد.

 

نارنجي

در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه

با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها

داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي

آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و

قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان

زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

 

ارغواني

اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان

نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند

غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد

دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را

فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

 

ليموئي

آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت

مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي

توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه

اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

 

نقره اي

خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را

بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي

آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي

ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به

كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا

پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

 

سياه

شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در

زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي

تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز

توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

 

زيتوني

شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و

دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست

است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت

نورزيد.

 

 

قهوه اي

فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به

شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به

چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها

ميكنيد.

 

آبي

اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند

هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از

دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه

از قلبتان.

 

سرمه اي

شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه

چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد

زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان

مشكل است آنها را ببخشيد.

 

سفيد

شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد

نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه

اين حالت شما را دوست دارند.

 

كبود

احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها

هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي

حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت

است و گمگشته عشق هستيد....

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 14:12  توسط تابستان | 
پیرمرد زرنگ!
 

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را که در خیابان افتاده بود شوت می‌کردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند. روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می‌کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و همین کارها را بکنید.» بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟» بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فکر می‌کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کور خوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.

ای میل از گروه ترانه ها 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 9:28  توسط تابستان | 
یک داستان
 

يه شب خانم خونه اصلاً به خونه برنميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح برميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر برميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تأييد نميكن!

يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذکر)  بمونه. خانم خونه برميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه.

۱۵تاشون تأييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند!

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 10:18  توسط تابستان | 
چند نکته!
 

توحید شیطان

خدا خودش رو زد به مریضی

همه ملائک رفتن عیادتش به جز ابلیس

فقط ابلیس بود که ایمان داشت خدا هیچ وقت مریض نمیشه..!

 

موسی

بچه را گذاشتند تو سبد و گذاشتند سر راه

مرد رهگذری از انجا رد میشد
بچه را برداشت و به کناری گذاشت
و سبد را برداشت و رفت..!

 

سیب

  آدم و حوا روزی یه سیب میخوردن برای همین هیچ وقت نمیرفتن دکتر..

خدا هم ناراحت شد و انداختشون بیرون..

آخه خدا تنها دکتر بهشت بود..!

 

خوب، بد، آشغال

خدایا!

آدمهای خوب رو میبری بهشت

آدمهای بد رو هم میبری جهنم

آدمهای آشغال رو تو کدوم سطل میندازی؟

 

پازل

هر زن یه نیمه گمشده داره که اون شوهرشه..

ولی مرد چند تیکه گمشده داره که میشن همسراش..!

حالا این رو میشه گفت که زنها به خاطر کوچیک بودنشون باید چند تا باشن تا یه نیمه گمشده رو تشکیل بدن..!

یا مردها انقدر کوچیکن که باید با چهار تیکه کامل بشن..!

 

آخرالزمان 2

دیگه حتی هندونه ها هم تو زرد از آب در میان..!

پ.ن: حالا جدی جدی مزه آناناس میدن؟

 

آخر الزمان

کبوتر با کبوتر باز با غاز..!

 

حق الویزیت

یارو از اینکه پول خرج میکنه افسردگی گرفته! اونوقت بهش میگن برو دکتر روانپزشک..!

 ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 11:14  توسط تابستان | 
توصیه های بهداشتی
 

تغذیه مناسب برای شاداب نگه داشتن فرزندان بسیار مناسب است.

1.       دانش آموزی که می گوید چندبار سوال را تکرار کن نفهمیدم کمبود آهن دارد.

2.       دانش آموزی که سوالات را جا به جا کرده یا چیز دیگر می نویسد با کمبود مس روبرو است.

3.       اگر بچه شب ادراری داشت کمبود منیزیم دارد.

4.       اگر بچه ناخن می جود ویتامین Be دارد.

5.       اگر بچه دستش عرق کرد کمبود ویتامین B دارد.

6.       اگر بچه شما پیش فعال است مطمئن باشید از غذای رنگ نارنجی مانند پرتقال_زردآلو_شله زرد و غیره خوشش می آید.

7.       اگر بچه شما معمولا غمگین است زودتر سرما می خورد و زودتر مریض می شود.

8.       هرگاه با افسردگی روبرو شدی بدان با افت قند روبرو هستی.

9.       کسانی که عصبی هستند معمولا قندشان افت پیدا می کند.

10.   اگر بچه شما پرخاشگر و رنجور است بدانید که با افت قند روبرو می شود.

11.   سعی شود حدالمقدور چای شیرین ننوشید چون قند شما را با سرعت 100 بالا می برد و سرعت 100 پایین می آورد.

12.   سعی شود هر صبح یک لیوان شیر بنوشید چون تا 3 ساعت دوام دارد و 40 نوع مواد غذایی در آن است.

13.   در شیر ویتامین_گلوکز_چربی_منیزیم_B _آهن_قند و پروتئین وجود دارد.

14.   هر زمان انسان قندش تا 95 بود احساس گرسنگی نمی کند.

15.   سعی شود در شب از غذاهای نشاسته دار و سبزیجات استفاده شود.

16.   این عوامل افسردگی می آورد : قند بالا_چربی_کمبود ویتامین.

17.   تخم مرغ تنها مواد غذایی است که وارد عنصر بدن می شود و لذا تخم مرغ جلوی کوتاهی قد را می گیرد.

18.   عدس ماده غذایی شادی افزا است و مس_آهن_منیزیم و پتاسیم دارد.

19.   سیب و گلپر مس دارد. تا می توانید استفاده کنید.

20.   سه چیز در صبحانه ممنوع است. چای شیرین_مربا_نان باگت.

21.   آش جو_سوپ جو و نان جو زیاد استفاده کنید . چون جو اعصاب را تقویت و ضعف فکری را برطرف و شادی آفرین است.

22.   کرفس یک غذای کامل است به همین دلیل می گویند غذای فیلسوفان است از جمله افلاطون زیاد استفاده می کرده. پیامبر می گوید کرفس غذای عقل انسان است.

23.   غذاهایی که باعث شادابی می شوند : جوز هندی_نخود_خرما_انجیر_کشمش_گردو

24.   خرما رماتیسم را از بین می برد . انجیر از پوسیدگی دندان جلوگیری میکند.

 

ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 11:12  توسط تابستان | 
ازدواج با روباتها
 

درسته که علم و تکنولوژی پیشرفت کرده، اما درک من یکی از احساسات بشری و تفاوتش با احساسات روباتها هیچ تفاوتی نکرده! ما ازدواج میکنیم که به عشق برسیم و در کنار همسرمون کامل بشیم، یک روبات چطور میتونه عاشق باشه و به کمال روحی ما کمک کنه؟.... یا بنده حالیم نمیشه، یا از احساسات تکنولوژی بی خبرم!

 

تلاش "مارتین" برای ازدواج با یک روبات به شکست انجامید زیرا دادگاه بلژیک ازدواج انسان با روبات را مخالف قانون این کشور دانست.

 

به گزارش شیعه آنلاین، "مارتین" در این باره می گوید: من پیشتر با زنی ازدواج کرده بودم اما دیگر از زندگی کردن با زنان خسته و از وی جدا شدم. اکنون برای درآمدن از تنهایی قصد دارم با یک روبات ازدواج کنم اما آنان (مقامات دادگاه) به من این اجازه را نمی دهند.


 
این درحالیست که از سوی دیگر زنی در هلند به نام "بامیلا" اعلام کرد که اکنون سالهاست که با روبات روابط زناشویی دارد و زندگی در کنار آنرا دوست دارد و احساس خوشبختی می کند.

                                                              

"بامیلا" در ادامه افزود: به زنانی که دوست ندارند با مردان ازدواج کنند، توصیه می کنم با روبات ازدواج کنند زیرا می تواند به خوبی احساسات زنان را درک کند.

 

در همین راستا "یمون فان فال" صاحب یکی از فروشگاههای روبات فروشی در هلند می گوید: سالهاست که بسیاری از هلندی ها که دوست ندارند با انسان دیگری زندگی کنند، روبات را برای زندگی مشترک خود انتخاب می کنند زیرا زندگی با روبات به هیچ وجه مشکلاتی را در پی ندارد.

 

وی در ادامه افزود: در حال حاضر قیمت اینگونه روباتها بسیار گران است به همین دلیل چندی پیش سمیناری در شهر "ماستریخت" در جنوب هلند برگزار شد و طی آن کارشناسان تلاش کردند راهی برای تولید ارزان این روبات بیابند تا در آینده ای نزدیک خرید آن برای همگان امکان پذیر باشد. آنان پیش بینی کردند این کار در ده سال آینده قابل دسترسی باشد.

 

گفتنی است خبر برگزاری این سمینار طی گزارشی از سوی شبکه خبری BBC نیز اعلام شد. در این گزارش آمده: این سمینار پس از ارائه پایان نامه فوق لیسانس "دیوید لیوی" 63 ساله و شطرنج باز سرشناس اسکاتلندی برگزار شد. پایان نامه وی در مورد روابط میان انسان و روبات بود.


 
"دیوید لیوی" که پژوهش های بسیاری در این زمینه داشته، گفت: در حال حاضر روبات کاربرد زیادی دارد. در کارهای صنعتی، کارخانجات و غیره اما روباتی که برای ازدواج وارد بازار شده، به مدت زمان گذشته زیادی برنمی گردد اما در همین مدت کوتاه استقبال زیادی از آن شده است.


از سوی دیگر "رونالد آرکین" کارشناس روبات در این باره گفت: پیش بینی می کنم حداقل تا سال 2050 به مردم اجازه ازدواج با روبات به صورت قانونی داده نشود.

 

گفتنی است روبات بازیگران و خوانندگان سرشناس جهان نیز در چند وقت اخیر وارد بازار شده تا در صورت تمایل، مشتریان بتوانند با این روباتها ازدواج کنند.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 10:33  توسط تابستان | 
خواص عرقیات گیاهی
 

 

عرقیات گیاهی و خواص آنها

 

  -1   عرق آویشن: مسکن / ضد سرماخوردگی / مقوی معده / معالج بیماریهای قارچی پوست / ضد ورم بینی وگلو.

 -2
عرق اسطو خودوس: تقویت کننده اعصاب / معالج برونشیت و زکام / پایین آورنده تب ونیروبخش / ضد تشنج وصرع درمان بیماریهای عصبی.

 -3
عرق بید: درمان تب های شدید ودردهای تناسلی / زردی پوست) یرقان) / تصفیه خون.

 -4
عرق بهارنارنج: تقویت کننده مغز واعصاب / نشاط آور / تقویتقلب.

 -5
عرق بادرنجبویه: ضد خستگیهای روحی / استفراغ های دوران بارداری / برونشیت وتشنج / ضد قلنج / درمان دل پیچه.

 -6
عرق بومادران: ضد ورم روده ومعده / ضد روماتیسم ونقرس / رفع اختلالات قاعدگی ودرد دوران قاعدگی.

 -7
عرق بیدمشک: تقویت کننده فلب / رفع ناراحتیهای اعصاب / ضد تپش قلب.

 -8
عرق پونه: ضد سیاه سرفه وگریپ / خلط آور / بادشکن / قابض / بازکننده عروق / ضد عفونی کننده .

 -9
چهارعرق سرد: تب بر / خنک / تقویت کننده معده.

 -10
چهارعرق گرم :تقویت کننده معده / مفید برای هضم غذا / رفع ناراحتی های روده .

 -11
عرق چهل گیاه: تقویت کننده معده / کمک به هضم غذا / بادشکن / ضد سردی / ضد تهوع واستفراغ .

 -12
عرق خارخاسک: مدر قوی / رفع سنگ کلیه ومثانه و کیسه صفرا / تصفیه خون.

 -13
عرق خارشتر: ضد عفونت مجاری ادراری / سنگ شکن / مدرقوی / ضد سیاه سرفه.

 -14  
عرق رازیانه: معطر کننده / محرک / بادشکن / مدر و قاعده آور / درمان بواسیر ونقرس / ازدیاد شیر مادران .

 -15  
عرق زنیان: ضد نفخ معده / ضد ترشی معده / ضد عفونت / ضد انگل / بادشکن / درمان عوارض بعد از ترک اعتیاد.

 -16
عرق زیره: ضد چاقی / تصفیه کننده خون / ضد هیستری وتشنج / افزایش شیر مادران / بادشکن / هضم کننده غذا / کاهنده چربی خون.

 -17
سرکه سیب: لاغر کننده / مکمل غذا

 -18
عرق سنبل الطیب: خواب آور / مسکن / تقویت قلب / اشتها آور.

 -19
عرق شاتره: ضد خارشهای پوستی / صفرا بر، تقویت کبد / نشاط آور/ ضد نفخ / اشتها آور.

 -20
عرق شنبلیله: ضد قند / تقویت قوای جنسی / نیرو بخش.

 -21
عرق شیرین بیان: درمان قاطع زخم معده واثنی عشر / ضد سرفه / صفرا بر.

 -22
عرق شوید:  ضد چربی خون / جهت پایین آوردن کلسترول / ازدیاد شیر مادران / درمان لاغری

 -23
عرق کاسنی: مفید برای کبد / ضد جوش / ضد خارش / تصفیه کننده خون / کاهنده چربی .

 -24
عرق کیالک: تصفیه کننده خون / جلوگیری ازعواقب سعت کلسترول / جلوگیری ازتنگ شدن رگها.

 -25
عرق گزنه: اثر قاطع دررفع بیماریهای پوستی وجلدی / ضد چربی وقند خون / ضد خون ریزی / بازکننده عروق / مدر.

 -26
عرق گلبهار: مفید برای لطافت پوست دست وصورت / مقوی معده

 -27
عرق مریم گلی: ضد دیابت / ضد رماتیسم واسهال / ضد سینوزیت / ضد انگل / ضد نفخ .

 -28
عرق مخلصه :ملین / مقوی / دفع سموم / ضد قولنج / پاد زهر قوی مفید برای ناراحتیهای کمرو مفاصل عضلانی / تقویت معده .

 -29
عرق مورد: ضد خون ریزی / قابض روده / درمان اسهال وبواسیر/ تقویت رشد مو/ ضد آفت .

 -30
عرق نعناع: ضد دل درد / دل پیچه / ضد نفخ / بادشکن / تقویت کننده معده کودکان

 -31
عرق یونجه: چاق کننده / نیروبخش / معالج رعشه وناراحتی های عصبی / تصفیه خون / کاهش قند خون .

 

ای- میل از دوست عزیز آ.ف


 

2 نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 11:43  توسط تابستان | 
پسرها گول شایعات رو نخورید! قحطی دختر داریم، بجنبید!
 

تعداد پسران در سن ازدواج
سه میلیون نفر بیشتر از تعداد دختران در سن ازدواج است 
 

 

هفته نامه ی امید جوان در شماره 583 مورخ 8 تیر 1387 نوشت:


 

ایران 23.5 میلیون مجرد دارد!
 

سازمان ملی جوانان در گزارشی اعلام کرد, میانگین سن ازدواج دختران در سال 85, 20 تا 24 سال و پسران بین 20 تا 29 سال بوده است.
 

بر این اساس کل جمعیت هرگز ازدواج نکرده 23 میلیون و 500 هزار و 836 نفر به تفکیک مرد و زن هستند و از این تعداد 13 میلیون و 130 هزار و 970 نفر را مردان و 10 میلیون و 365 هزار و 893 نفر را زنان ازدواج نکرده تشکیل می دهند.

 

آخرين آمار مجردين ايران


سازمان ملی جوانان سن به هنگام ازدواج دختران و پسران را اعلام كرد

اجتماعی: به گزارش خبرگزاری شبستان، دکتر اسحاقی، معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان در نشست مطبوعاتی که پیرامون وضعیت ازدواج جوانان صبح امروز برگزار شد، گفت: موضوع جوان پژوهی در جهان به لحاظ اهمیت دوران جوانی بسیار گسترده است، به همین دلیل مراکز، رشته های دانشگاهی، مجلات و نیروی انسانی به عنوان کارشناس پیرامون مسایل جوانان به وجود آمده است.

به گفته معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان جمعیت 29-15 سال ازدواج نکرده در سال 85، 15 میلیون و 768 هزار و 197 نفر (9 میلیون و 200 هزار مرد و 6 میلیون و 598 هزار زن) و جمعیت 42-15 سال ازدواج نکرده در این سال 16 میلیون و 824 هزار و 883 نفر (9 میلیون و 704 هزار و 568 مرد و 7 میلیون و 120 هزار و 297 نفر زن) بودند.

مدیر مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان سن ازدواج برای دختران و پسران را به سه بخش زودهنگام، بهنگام و دیرهنگام تقسیم کرد و گفت: محدوده سن بهنگام برای دختران 27-15 و برای پسران 30-18 و محدوده سن دیرهنگام برای دختران بالای 27 سال و برای پسران بالای 30 سال است.

ای میل از گروه ترانه ها

 

2 نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 10:53  توسط تابستان |